X
تبلیغات
من هستم پس همیشه باش - حرفای" دلم ": دال / لام / میم

من هستم پس همیشه باش

وبلاگی است برای همه ایران مخصوصا معلمان عزیز

حرفای" دلم ": دال / لام / میم

  • همه ی «شداید» زندگی ... تقصیر «شرایط» است.
  • برای اینکه «چشمش روز بد نبیند»... نمی خواست «روز بعد را ببیند»!
  • لبخند «واسطه ای» است ... که «فاصله» بین دو نفر را کوتاه می کند.
  • وقتی «نشست» ... چیزی نصیبش نشد جز «شکست»!
  • وقتی «بر زخمم» توجه می کنم... «برزخم»!
  • قرص روانگردان را «بالا می اندازد» تا خود را «بالا بیندازد» و بعد ... سقوط آزاد!
  • با حرف «کسی را نزن»... حرف «حساب بزن»!
  • راهی که «جواب نمی دهد».. قسمتی از «جواب» است.
  • «اقتدار» از آن کسی است که... به «تدبیر» اقتدا کند.
  • «دست از سرت » برندار... تا «دست به سر» نشوی!
  • وقتی امید «جان می گیرد»... «مرگ جان می کند»!
  • حق داریم «اشتباه کنیم»... نه آنکه آن را «انتخاب کنیم»!
  • آدمای «دارا و فقیر»... از نوک پا تا فرق سر «دارای فرق» هستند.
  • وقتی «دل و دماغ» سوخته می شود... «دل و دماغی» برای آدم نمی ماند!
  • با «خودشناسی»، «خوش شناسی»... روی خوش نشان می دهد.
  • «پیروزی پر گل» بهار... «دیدنی» است!
  • «مشکل ساز» بود ... وقتی که مرد «مشکل را خاک» کردند!
  • «اشتباه »کردن در زندگی... بهتر از «اجتناب» کردن از زندگی است!
  • «زخم زبان»... «زهر ماست»
  • فقط باید «بار زندگی» را کشید، یا زندگی «پرباری» داشت؟...
  • «دشمنی» به «دشنام» نیست.
  • والدین «بعد» فرزندان خود را «می خواهند»...
  • زنان «بالغ»... خالق «نوابغ»...
  • «قد» عمر کوتاه... و «قدر» آن بلند است...
  • گاهی «حرف را بخور»... تا از دیگران «حرف نخوری».
  • «چشم» ویترین «خشم»!
  • از آدم هایی که مثل ما «یک دنده» هستند، «خوشمان نمی آید»!...
  • راز «برده» است... وقتی که در «پرده» است.
  • آفتاب برای «تابیدن» بی تابی می کند تا «تاریکی» را پاک کند.
  • چرا قبل از «باختن» خود را «ببازم»؟!
  • قبلا «خوش تیپ تر» بودم... آینه هم «آینه های قدیم»!
  • از ذهنی که « کار کشیده نشد»... دچار «فلج ذهنی» شد!
  • هر از گاهی «به عقب برگرد»... «عقب گرد» هرگز!
  • «قلب» خود را بخوانیم...«قدر» خود را بدانیم.
  • حسود  «دلخوری از دیگران را با « خود خوری» جبران می کند!...
+ نوشته شده در شنبه 24 دی1390ساعت 14:10 توسط ماهی |